شهرکتاب کرج

شهرکتاب کرج .

04/02/2014
عروسک‌سخنگو، شماره 266_ 265 (آذر و دی92)در این شماره:شعر اول: منهای شیمی و جنگ (سپیده صریحی)کلمک: این جا چه خبر است؟ (سا...
03/02/2014

عروسک‌سخنگو، شماره 266_ 265 (آذر و دی92)

در این شماره:
شعر اول: منهای شیمی و جنگ (سپیده صریحی)
کلمک: این جا چه خبر است؟ (سارا زار)
داستان‌تصویری: او آمد، ماند، نرفت (کوین هنکس/ ترجمه مریم موسوی)
ناقدک: یک دختر ناز (نگین عباسی 13ساله)
شعر: این گاهی، گاهی (افروز ارزه‌گر)
ناقدک: جهیزیه میمون (محمد‌مهدی کلوندی 12ساله)
درباره‌ی پرونده‌ی نویسنده: رابرت کورمیه را یافتم (رویا زنده‌بودی/ مترجم پرونده‌ی این شماره)
پرونده‌ی یک نویسنده: پایان‌های خوش حق مسلم ما نیست (رابرت کورمیه)
داستان‌ترجمه: محو (رابرت کورمیه)
تجربه‌ی شاعران فردا: جیک جیک (دیانا جوانمرد 9ساله، بجنورد)
ناقدک: کابوس‌های من (ریحانه بخشی 11ساله، ساوه)
چند کتاب خوب: هیچ تابویی وجود ندارد (رابرت کورمیه)
یادداشت‌های پرکنده‌ی یک نوجوان: حُسن تهمینه بودن (تهمینه آشورپوری، قائم‌شهر)
با یک تصویرگر: من هم به فضله‌ی حیوانات نگاه می‌کنم (برای سالگرد تولد «Gomi Taro»/ مرتضا زاهدی)
داستان: درس نخواندن خوب است (حنانه بذرافکن، اصفهان)
مصاحبه: سانسور از خانه شروع می‌شود (رابرت کورمیه)
ناقدک: بوی خوش آشغال (محدثه رضایی)
داستان‌ترجمه: گیوتین (رابرت کورمیه)
گفتار انتقادی: اعتراض دارم (سپیده واعظ)
مصاحبه: دشمن من: صفحه‌ی سفید (رابرت کورمیه)
یادداشت‌های روزانه: بنیانگذاران روش مطالعه (بهجت شجاعی)
پاسخک ویژه و پاسخک
کودکی نویسندگان امروز: «قلدرها» همه جا هستند (رابرت کورمیه)
و
مجموعه‌ای از دستخط‌ها و نقاشی‌های بچه‌ها

inam az bachehaye tahrire emsaaal...
24/09/2012

inam az bachehaye tahrire emsaaal...

zamani k bache bodim ,az laveme hendesi be in anavin estefade mikardim...
14/08/2012

zamani k bache bodim ,az laveme hendesi be in anavin estefade mikardim...

10/08/2012

شهر کتاب بزرک کرج


صفحه شهر کتاب کرج را به دوستان خود معرفی کنید

.

از امروز برای آشنایی شما پرسنل بخش های مختلف شهرکتاب کرج رو بهتون معرفی میکنمایشون آقای نوری هستن , معاون بخش تحریرو همچ...
10/08/2012

از امروز برای آشنایی شما پرسنل بخش های مختلف شهرکتاب کرج رو بهتون معرفی میکنم

ایشون آقای نوری هستن , معاون بخش تحریر
و همچنین یکی از ادمین های این صفحه که مطالب نوشت افزارو براتون می زاره

پک زدن به این ته‌سیگارها بدجور کرختم می‌کرد؛ وقتی آدم دود را به سینه فرو می دهد، سرش به چرخش می‌افتد و انگار می‌خواهد جگ...
10/08/2012

پک زدن به این ته‌سیگارها بدجور کرختم می‌کرد؛ وقتی آدم دود را به سینه فرو می دهد، سرش به چرخش می‌افتد و انگار می‌خواهد جگرش را بالا بیاورد، و دیگر دلش نمی‌خواهد به هیچ چیز فکر کند. آدم ته‌سیگار پدرش را برمی‌دارد و در حالی‌که می‌لرزد، به آن پُک می‌زند؛ اولین پُکِ زندگی‌اش. بعد سرش به چرخش می‌افتد و خون زیرِ پوستِ لب‌های آدم انگار لخته می‌شود. پُکِ بعد، پلک‌های آدم را کرخت می‌کند، همۀ خشم و غضبِ توی چشم‌ها را می‌کُشد. و پک سوم، فکر آدم را کاملاً از کار می‌اندازد و نمی‌گذارد آدم ه پدرش فکر کند... پُک چهارم، آدم را از زندگی بیزار می‌کند و دل و رودۀ آدم را مثل قِی از گلو بیرون می‌کِشد. آن‌وقت دیگر به خودت لعنت می‌فرستی که هیچ‌وقت لب به ته‌سیگار پدرت نزنی! عرق از پیشانی و سر و پشت گوش‌هایش راه می‌گیرد، دلت به‌هم می‌خورد و عق می‌زنی. یاد میرود که نباید روی لباس دامادی‌ات استفراغ کنی. و استفراغ که کردی، بوی استفراغ حالَت را به‌هم می‌زند. می‌خواهی بدوی به ایوان، و پدرت را می‌بینی که آمده به ایوان. و دوباره به خاطر چیزی که می‌بینی، دلت می‌خواهد سیگار بکشی، آن‌قدر که استفراق کنی. اما سیگار نداری و این توی خاطرت می‌ماند. سال‌ها در خاطرت می‌ماند و دنبال فرصت هستی که یک وقتی بنشینی و سیگار بکشی و به این شب فکر کنی. و این شب، بالاخره فرا می‌رسد. شبی مثل شب مرگ پدرت. دیگر می‌توانی از توی گنجه، قوطیِ حلبی و زنگ‌زدۀ سیگارِ پدرت را برداری، درِ آن را باز کنی، یک نخ سیگارِ هُمای تختِ مانده از دو سال قبل را لای لب‌هایت بگذاری و آن را آتش بزنی. بعد، سیگارها را بشماری: «یک، دو، سه... »
...

عنوان: میراث
نویسنده: حسن شکاری
موضوع : داستان ایرانی
ناشر: به نگار
قیمت: 3200 تومان

دربارهٔ اهل آخرت «برادران، شما را سوگند می‌دهم که به زمین وفادار مانید و باور ندارید آنانی را که با شما از امیدهای ابرزم...
10/08/2012

دربارهٔ اهل آخرت

«برادران، شما را سوگند می‌دهم که به زمین وفادار مانید و باور ندارید آنانی را که با شما از امیدهای ابرزمینی سخن می‌گویند. اینان زهر پالای‌اند، که خود دانند یا ندانند. اینان خوار شمارندگان زندگی‌اند و خود زهرنوشیده و رو به زوال، که زمین از ایشان به ستوه‌است. پس بهل تا سر خویش گیرند.»
...
فردریش ویلهلم نیچه / چنین گفت زرتشت

Address

کرج/خیابان شهید بهشتی/بعد از زیر گذر طالقانی/جنب هلال احمر
Karaj
5555555555

Opening Hours

Monday 09:00 - 22:30
Tuesday 09:00 - 22:30
Wednesday 09:00 - 22:30
Thursday 09:00 - 22:30
Friday 11:00 - 22:30
Saturday 09:00 - 22:30
Sunday 09:00 - 22:30

Telephone

+26344939736

Website

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when شهرکتاب کرج posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Shortcuts

Share

Category