Badeh azimi

Badeh azimi Contact information, map and directions, contact form, opening hours, services, ratings, photos, videos and announcements from Badeh azimi, Sharjah.

16/09/2026

فقط همان یکی بود و بس! من منتظر ظهور استم …خدا عنایت فرماید …یکی دیگر مثل مسعود بفرستد  ….مردی که این مملکت را …به آبادا...
10/09/2026

فقط همان یکی بود و بس!
من منتظر ظهور استم …
خدا عنایت فرماید …
یکی دیگر مثل مسعود بفرستد ….
مردی که این مملکت را …
به آبادانی ..
استقلال و عدالت و برابری …
رهایی و عزت برساند …

چگونه دل‌تان آمد برایش خیانت کنید ؟
می‌رفتید مثل مرد کار می‌کردید ولی ارزش‌های میهنی، آرمان‌های این مرد بزرگ و مبارزات و خون فرزندان راستین میهن را سودا نمی‌کردید😢

بیست و پنج سال پس از شير پنجشير؛ 'مرد از تقديرش مى نالد، نامرد از رفيقش'بیست پنج سال از نبود يكى از معروف ترين 'چريك هاى...
09/09/2026

بیست و پنج سال پس از شير پنجشير؛ 'مرد از تقديرش مى نالد، نامرد از رفيقش'
بیست پنج سال از نبود يكى از معروف ترين 'چريك هاى قرن' گذشت. فرمانده كه مانند شهرت زيادش، مخالفان و موافقان زيادى هم دارد؛ گاه شير پنجشير، زمانى فاتح جنگ سرد و وقتى هم آخرين چريك روى زمين؛ اما براى دوستدارانش فقط يك نام كافيست، آمر صاحب!
مسعود زندگى پر ماجراى را پشت سر گذاشت، مجاهد دره پنجشير، وزير دفاع كابل و فرمانده ضد طالبان، اما آنچه در سه دوره زندگى اش او را بيشتر شهره ساخت؛ مقاومت، مقاومت و مقاومت بود!
موافقانش ايستادگى او در برابر ارتش سرخ شوروى و ارتش سياه طالبان، را مى ستايند، اما مخالفانش از عملكرد او در جنگ هاى ميان گروهى كابل انتقاد مى كنند، چنانچه او خود هم از آنچه در دهه هفتاد خورشيدى گذشت؛ راضى نبود و در سفرش به اروپا در پاسخ به پرسشى گفت: 'وقتى انسان عمل مى كند، طبعأ اشتباه هم مى كند.'
اما ظاهرأ مسعود شهريورى جذابيت خاصى داشت، بسيارى ها در اولين ديدار شيفته او مى شدند؛ اسير روسى سربازش شد، عكاس ايرانى رفيقش شد و فلم ساز فرانسوى شيفته اش!
مسعود پس از مرگ نيز نامش بر سر زبان ها ماند، آهنگ ساز امريكايى برايش آهنگ سرود، نويسنده تاجيكستانى درباره اش كتاب نوشت، مستند ساز فرانسوى از او فلم ساخت، عكاس جاپانى ازش البوم عكس جمع كرد، شاعر ايرانى برايش شعر سرود و ده ها تن ديگر درباره اش فلم ساختند و كتاب نوشتند.
فرمانده مسعود تا زنده بود شكست و پيروزى هاى زيادى را تجربه كرد، اما به گپ معروف اش پابند ماند 'حتى اگر به اندازه كلاه پكولم در افغانستان جا داشته باشم، باز هم ايستاده و مقاومت خواهم كرد.'
آخرين سال هاى جبهه مقاومت ضد طالبان و گردآمدن فرماندهان از اقوام مختلف و حتى مخالفان پيشين اش در پهلوى او، به شهرت هر چه بيشترش افزود.
فرمانده مسعود مى گفت، دشمن به نام پشتون، اوزبيك، هزاره، تاجيك ... تفرقه مى اندازد، اما رهنماى ما اسلام است و هيچ برترى وجود ندارد؛ مگر براساس تقوا.
شجاعت، ساده زيستى و توكل به خدا، از ديگر ويژگى هاى فرمانده گفته مى شود؛ او مى گفت 'مرد از تقديرش مى نالد، نامرد از رفيقش.'

بگویم من از رستمِ این زمان؛ز نُه‌خوان گذشته، ابرپهلوانبه مناسبت سالیاد درگذشت بزرگ‌ترین مرد تاریخ سرزمین ما، شهید احمدشا...
09/09/2026

بگویم من از رستمِ این زمان؛
ز نُه‌خوان گذشته، ابرپهلوان

به مناسبت سالیاد درگذشت بزرگ‌ترین مرد تاریخ سرزمین ما، شهید احمدشاه مسعود، علیه‌الرحمه.

ارتش سرخ شوروی نُه بار با تمام قوا به درهٔ شیران، پنجشیر، یورش برد؛ اما هر بار به تدبیر این یل نامدار میدان نبرد، درهم شکسته و دفع شد. سرانجام، با همت فرزندان کوهپایه‌ها، شکست‌خورده و سرافکنده از این دیار کوچید و رفت.

این نبرد خونین و جان‌فرسا در «پنجشیرنامه» به تصویر کشیده شده است که اینک تقدیم حضور شما می‌گردد.

کنون گویمت باز از پنجشیر
که آورد زانوی دشمن به زیر

ابرقهرمان نام، مسعود او
چو ققنوس برخاست از دود او

یکی از عقابِ بلندآشیان
برآمد به قله از این خاکدان

چه چرخی در این نیلگون بوده است
ندانم ز رستم که چون بوده است

چنین گفت طوسیِ نیکوبیان
که بگذشت رستم از آن هفت‌خوان

از آن روزگاران و افسانه‌هاش
کنون مانده بسیار افسوس و کاش

بگویم من از رستمِ این زمان
ز نُه‌خوان گذشته ابرپهلوان

از آن خوان اول سخن سر کنم
شما را در این قصه داور کنم

کمونیسم با رای مزدورکیش
یکی چاره جویید از کار خویش

چو دیدند گرگان و شیران کوه
بیامد به میدان و جنگِ گروه

یکی حملۀ سخت را ساز کرد
یکی جنگ خونین سرآغاز کرد

یل سربلند خراسان‌زمین
به سنگر بیامد سزاخواه کین

سپاه کمونیسم با نوکران
یکی حمله آورد بر پهلوان

چریک خراسان به پاسخ بخاست
که پیوند خونین به این خاکِ ماست

سرافکنده شد روس و نوکر به دشت
یل از سختیِ «خوانِ اول» گذشت

دگرباره آمد سپاهی فزون
کشیدند از جوی این دره، خون

همه خانه‌ها را فروریختند
در اعماق جان زخم انگیختند

به این راهِ پست و به این فکر خام
کهنسال و کودک بشد قتل عام

قساوت به هر کوی و بازار شد
سر صد هزاران، سرِ دار شد

از این راه دشوار، یل برنگشت
به این‌گونه از «خوانِ دوم» گذشت

زمستان بیامد به کوه و دیار
برون داد دشمن یکی فکر خار

پیاده فرستاد چندین هزار
که سازند این دره را تار و مار

مگر پهلوانان این مرز و بوم
ندادند مهلت به این قوم شوم

شکستند روسان و نوکر همه
برفتند از کوه و سنگر همه

ز رسوایی جنگ، افتاد طشت
بدین‌سان یل از «خوانِ سوم» گذشت

به فکر آمد و طرح دیگر نوشت
پی حاصل آمد، یکی دانه کشت

بیاورد روسان دم و دستگاه
که گیرند میدان از او کج‌کلاه

بگفتند گیریم بالای کوه
از آنجا بیامد به لشکر ستوه

پس از جنگ خونین بسیارشان
نیامد امیدی ز پیکارشان

سرودند از بزم ایمان خروش
رهایی بیامد ز هر سو به گوش

زبون گشت دشمن ز فکر پلَشت
همیدون یل از «خوانِ چارم» گذشت

شکست پیاپی در این جنگ سخت
بیاورد خشم و بلرزاند تخت

همه جمع کردند فرمان‌دهان
که طرحی بیارید با رای جان

فزون گشت نیرو و ابزارشان
به همراهِ صدها وفادارشان

دوباره بیامد سپاهِ شغال
بیاورد با خود دوصد چرخ‌بال

چنین بود از خشمشان سرگذشت
یل از «خوانِ پنجم» به زحمت گذشت

دگرباره نوکر بشد شرمگین
از این ننگِ بسیار روی جبین

به یل گفت، تسلیم دشمن شود
ز دشواری جنگ ایمن شود

یلش گفت: تسلیم حق گشته‌ایم
در این راه تا پای جان می‌رویم

کمونیسم خشمی دگرباره کرد
برآورد از سنگِ این دره، گرد

هجومی بیاورد روح پلید
«که سازد همه دره را ناپدید»

از این خشمِ کافر همه دره سوخت
تنِ مرد و حیوان به خاکش بدوخت

چنان کرد ظالم به این دره کین
بناها شد از خشم، خاکِ زمین

ز خاکسترش پهلوان بازجَست
ز «خوانِ ششم» مثل ققنوس رَست

سرافکنده آمد سپاهان روس
گرفتند مردان جنگی جلوس:

میان‌دار بخش جهان جنگ ما
به صد جای رفته است فرهنگ ما

ز نامم جهان‌دار تب می‌زند
یکی دره ما را عقب می‌زند؟

به فرمان ز بنیاد بادش کنید
برون از خیالات دادش کنید

یل از خشم دشمن خبردار شد
همه مردم از دره رهوار شد

هوا و زمین را به خشم گران
پُر از بمب کردند آن ناکسان

برون آمد از متن آتش جوان
چنین بود آری، چنین پهلوان

«ز گَرد سواران در آن پهن‌دشت»
یل از «خوانِ هفتم» شتابان گذشت

به هر شیوه آمد هجوم و سپاه
زمین‌گیر شان کرد آن کج‌کلاه

نه از کشتن و بستن آمد هراس
به هرحال کردند حق را سپاس

به هر شیوه بیداد دشمن رسید
مگر خم به ابرو نیامد پدید

چنین ملت خوب و مردم که راست؟
ستودن از این خلق هردم سزاست

همه دوش بر دوش این قهرمان
ندادند بر دست دشمن عنان

همه نقشه‌ها نقش بر آب شد
به تاریخ مردی یکی قاب شد

هجوم پیاپی نیامد به کار
سرودند مردان دره شعار

چو دشمن از آن حیله‌ها بازگشت
یل از «خوان هشتم» به مستی گذشت

به خاک وطن روی او سوده شد
چنین راه دشوار پیموده شد

به تدبیر بسیار و نیروی بیش
نیامد قدم‌گاه دشمن به پیش

پس از زخم بسیار و دردِ فزون
بدادند مردانِ حق آزمون

از آن آزمون‌های سخت نبرد
به بیرون کشیدند از «جنگ سرد»

چو روسان بدیدند این کیشِ راد
چنین مرد رزم‌اند و اهل جهاد

برفتند از خاک و از خانه‌مان
گرفتیم آغوش کاشانه‌مان

سر و دستشان را به ایمان ببست
به «خوانِ نهم» آن ستمگر شکست

ز خون شهیدانِ این پنجشیر
زمین آمد از خشک‌سالی به سیر

اگر رستم از «خوان هفتم» گذشت
چنین بود خوان‌های این پهن‌دشت

چو بیگانه از خاک ما رانده شد،
طنابی به مزدور پیچانده شد

سپاه سلحشور و دادآفرین
گرفتند از چنگ نوکر، زمین

ورق گشت و تاریخ آمد به نو
بشد خاک و خاشاک یکسر درو

از این دادخواهانِ پیروزبخت
یکی تاجِک آمد به بالای تخت

از آنان که شعر را با دیگران شریک می‌کنند، پیشاپیش ممنونم.

- تا افغانستان است و مردمش؛ احمدشاه مسعود اوجِ آن خواهد بود. مسعود اوجِ برهم‌زدن ساختار «برادر بزرگ و کوچک» است؛ اوجِ ای...
09/09/2026

- تا افغانستان است و مردمش؛ احمدشاه مسعود اوجِ آن خواهد بود. مسعود اوجِ برهم‌زدن ساختار «برادر بزرگ و کوچک» است؛ اوجِ ایستادن بر سر دو راهی آزادی یا پذیرفتن بردگی‌ست؛ و در تقسیم قدرت اوجِ اصطلاح «حقت-حقم» است. بپذیریم یا نه، نام وی از سرِ زبان‌ترین نام‌ها در تاریخ سیاسی و مبارزات مردمی افغانستان است؛ نامی که هم در داخل و هم بیرون از مرزهای این سرزمین هم‌چنان با ایستادگی، آزادی و آرمان مردم تعریف می‌شود. این امر برای دوست‌دارانش مایهٔ افتخار و برای بدخواهانش، زخم و درد همیشه‌گی خواهد بود. آمر صاحب به‌نیکی می‌دانست که مسیر مبارزه، کوتاه و آسان نیست؛ به همین خاطر، زندگی معنادار را به بهای آسوده نبودن و استواری به‌جان خرید.
روان قهرمان ملی کشور که نامش با اوجِ از پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک گره خورده است، در آرامش ابدی باد!

باز به نظرم که الکلاسیکو بی مزه میباشه حریف ضعیف مزه بازی میره
04/09/2026

باز به نظرم که الکلاسیکو بی مزه میباشه
حریف ضعیف مزه بازی میره

04/09/2026

بنشین که به پای تو جهان افشانم

02/09/2026

Address

Sharjah

Telephone

+971528448992

Website

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when Badeh azimi posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Contact The Business

Send a message to Badeh azimi:

Shortcuts

Share