زندگي نامه پيغمبران اسلام

Itinéraire Site Web Contacter l'entreprise

زندگي نامه پيغمبران اسلام Informations de contact, plan et itinéraire, formulaire de contact, heures d'ouverture, services, évaluations, photos, vidéos et annonces de زندگي نامه پيغمبران اسلام, Librairie, Toulouse.

براي آموزش زبان فرانسوي اين صفحه را لايكً كنيد ❤️❤️❤️❤️❤️
28/06/2017

براي آموزش زبان فرانسوي اين صفحه را لايكً كنيد
❤️❤️❤️❤️❤️

10/06/2017
سلام دوستا زندگي نامه كدام پيغمبر را براي شما به اشتراك بگزارم انتخاب با شماست عزيزان من ❤️❤️❤️❤️
10/06/2017

سلام دوستا زندگي نامه كدام پيغمبر را براي شما به اشتراك بگزارم
انتخاب با شماست عزيزان من
❤️❤️❤️❤️

عذاب وجدان که منجر به مرگ شد..!!تصاویر شگفت انگیز از شیری که یک آهوی بار دار را شکار میکند و در حین خوردن آن متوجه میشود...
10/05/2017

عذاب وجدان که منجر به مرگ شد..!!

تصاویر شگفت انگیز از شیری که یک آهوی بار دار را شکار میکند و در حین خوردن آن متوجه میشود شکارش باردار هست که بلافاصله از خوردن دست بر می دارد و سراسیمه سعی میکند بچه را به شکم مادر برگرداند اما پس از نا امید شدن و اطمینان از مرگ بچه آهو آن را آرام با دهانش برمیدارد و در کنار جسد مادرش می خواباند و خود نیز کنار آهو و بچه اش می نشیند و نظارگر آنها میشود.
"گری وندر والت" عکاس طبیعت و شاهد ماجرا می گوید: حدود 3ساعت از خوابیدن شیر گذشت که بی حرکتی شیر مرا به شک انداخته بود تا اینکه دل را به دریا زدم و به سمت شیر رفتم "گری" با رسیدن به شیر متوجه میشود که او در اثر فشار روحی سکته کرده و مرده است.

پ ن: برعکس این داستان انسانهای وجود دارند که دستان شان با خون هزاران نفر بی گناه رنگین است که شاید در بین شان صدها زن باردار هم بوده اما هنوز هم بی شرمانه و بدون کدام عذاب وجدان زندگی میکنند و خودرا رهبر مردم خطاب میکنند و تعداد از مردم خبر دار بی خبر هم از آنها حمایت میکنند.

خداوندا گاهي در حيوانات چيزهايي مي بيني كه در انسانها نمي بيني!

داستان حضرت بلال رضی الله عنهبعد از رحلت رسول الله صلى الله عليه وسلم ديگر نتوانست در مدينه زندگى كندكوچه هاى مدينه بلال...
08/05/2017

داستان
حضرت بلال
رضی الله عنه

بعد از رحلت رسول
الله صلى الله عليه وسلم
ديگر نتوانست در مدينه زندگى كند

كوچه هاى مدينه بلال را از محبت
رسول الله صل الله علیه وسلم و نبودش جا نمى داد
از أميرالمؤمنين ابوبكر صديق اجازه خواست
و بار سفر بست و رفت به سرزمين شام (سوريه)
در آنجا عروسى كرد و سكونت گزيد

روزى از روز ها
از خواب بيدار شد، گريه مى كرد خانمش پرسيد
چى شده بلال كه گريه مى كنى؟
بلال گفت
رسول الله صل الله علیه وسلم را
در خواب ديدم برايم گفت؛

اى بلال
اين چه جفاست كه به حق ما مى كنى،
چرا به ديدار من نمى آيى ؟

خانم بلال
بار سفر را آماده كرد وبر بلال گفت:
برو به ديدار شهر پيامبر صل الله علیه وسلم

بلال به مدينه رسيد،
أميرالمؤمنين ابوبكر رضی الله عنه او را در آغوش گرفت
و از خوشحالى اشك ريخت،
همينطور عمر رضی الله عنه هم

ابوبكر از بلال تقاضا كرد
تا أذان بدهد، بلال معذرت خواست و گفت:
اى أميرالمؤمنين بعد از رسول الله من ديگر أذان نگفتم و نمى توانم،

عمر رضی الله عنه اصرار كرد بلال نپذيرفت،
عذر خواهى كرد.

رفت به حجره ى عايشه
(قبر رسول الله صل الله علیه سلام)
نزديك قبر نشست و گريه كرد، حسن و حسين رضی الله عنه نزدش آمدند،

هر دو را در آغوش گرفت،
گفت؛ بوى خوش جد تان را مى دهيد،
همينطور بلال هر دو (حسن و حسين) پسرك هاى
كوچك را در آغوش گرفته بود، هر دو تقاضا كردند كه أذان بدهد، بلال نتوانست رد كند.

رفت در همانجا كه مى ايستاد،
ايستاد و شروع كرد، الله اكبر الله اكبر
يكبار مردم مدينه تكان خوردند كه پيامبر دوباره مبعوث شده، وقتى بلال گفت:
اشهدان لاإله الاالله، زن و مرد، پير و جوان... از خانه ها سراسيمه بسوى مسجد النبوى دويدند،
همينكه بلال رسيد به،
أشهدان محمد الرسول الله
گلويش گير كرد و نتوانست ادامه دهد.
چنان گريه و فغان در مدينه افتاد كه غم آنروز بعد از رحلت رسول الله صل الله علیه وسلم در تاريخ مدينه سابقه نداشت

آرى
بردارانم
عشق رسول الله
در قلب بلال بود كه جرقه اش
همه مردم شهــر مدینه را تكان داد

پروردگارا
عشق رسول الله
صل الله علیه وسلم را در
دلهاى مان بیفگند و مارا عاشق
رسول الله صل الله علیه وسلم بگردان
و اخلاق و کردار مارا مانند اخلاق رسول الله
صل الله علیه وسلم بگردان اللهم آمین یارب العالمین

ادمين ٢

سلام هاي دو باره دوستان چطور استين ❤️❤️❤️اين. قصه جالب از زمان هاي پاشاييي به شرط كهتا آخر بخوانيد ❤️❤️یعقوب لیث صفاری ش...
07/05/2017

سلام هاي دو باره دوستان چطور استين ❤️❤️❤️اين. قصه جالب از زمان هاي پاشاييي به شرط كه
تا آخر بخوانيد ❤️❤️
یعقوب لیث صفاری شبی هر چه کرد ؛ خوابش نبرد ،
غلامان را گفت : حتما به کسی ظلم شده ؛ او را بیابید.
پس از کمی جست و جو ؛ غلامان باز گشتند و گفتند :
سلطان به سلامت باشد ، دادخواهی نیافتیم .اما سلطان را دوباره خواب نیامد ؛ پس خود برخواست و با جامه مبدل ، از قصر بیرون شد ؛
در پشت قصر خود ؛ ناله ای شنید که میگفت خدایا :
یعقوب هم اینک به خوشی در قصر خویش نشسته و در
نزدیک قصرش اینچنین ستم میشود ؛ سلطان گفت : چه میگویی؟
من یعقوبم و از پی تو آمده ام ؛ بگو ماجرا چیست؟
آن مرد گفت : یکی از خواص تو که نامش را نمیدانم ؛ شبها
به خانه من می آید و به زور ، زن من را مورد آزار قرار میدهد !
سلطان گفت : اکنون کجاست؟
مرد گفت: شاید رفته باشد .
شاه گفت : هرگاه آمد ، مرا خبر کن ؛ و آن مرد را به
نگهبان قصر معرفی کرد و گفت :
هر زمان این مرد ، مرا خواست ؛ به من برسانیدش حتی اگر در نماز باشم .
شب بعد ؛
باز همان متجاوز به خانه آن مرد بینوا رفت ؛ مرد مظلوم به
سرای سلطان شتافت .
یعقوب لیث سیستانی؛ با شمشیر به راه افتاد ، در نزدیکی خانه صدای مرد را شنید ؛
دستور داد تا چراغها و آتشدانها را خاموش کنند آنگاه ظالم
را با شمشیر کشت .
پس از آن دستور داد تا چراغ افروزند و در صورت کشته
نگریست ؛
پس ؛ در دم سر به سجده نهاد ، آنگاه صاحب خانه را گفت قدری نان بیاورید که بسیار گرسنه ام . صاحبخانه گفت : پادشاهی چون تو ؛ چگونه به نان درویشی چون من قناعت توان کردن؟شاه گفت: هر چه هست ؛ بیاور .مرد پاره ای نان آورد و از شاه سبب خاموش و روشن کردن چراغ و سجده و نان خواستن سلطان را پرسید ؛سلطان در جواب گفت: آن شب که از ماجرای تو آگاه شدم ؛ با خود اندیشیدم در زمان سلطنت من ؛ کسی جرأت این کار را ندارد مگر یکی از فرزندانم ؛پس گفتم چراغ را خاموش کن تا محبت پدری ؛ مانع اجرای عدالت نشود ؛چراغ که روشن شد ؛ دیدم بیگانه است ؛پس سجده شکر گذاشتم . اما غذا خواستنم از این رو بود که از آن شب که از چنین ظلمی در سرزمین خود آگاه شدم؛ با پروردگار خود پیمان بستم لب به آب و غذا نزنم تا داد تو را از آن ستمگر بستانم .اکنون از آن ساعت تا به حال چیزی نخورده ام.
گر به دولت برسی ؛ مست نگردی ؛
مردی گر به ذلت برسی ؛ پست نگردی ؛ مردی
اهل عالم همه بازیچه دست هوسند
گر تو بازیچه این دست نگردی ، مردی...!
Copy

10/04/2017

Adresse

Toulouse
65190

Notifications

Soyez le premier à savoir et laissez-nous vous envoyer un courriel lorsque زندگي نامه پيغمبران اسلام publie des nouvelles et des promotions. Votre adresse e-mail ne sera pas utilisée à d'autres fins, et vous pouvez vous désabonner à tout moment.

Contacter L'entreprise

Envoyer un message à زندگي نامه پيغمبران اسلام:

Raccourcis

Partager

Catégorie