Nagahan ketab/ناگهان کتاب

Nagahan ketab/ناگهان کتاب Nagahan ketab/ناگهان کتاب, Könyvesbolt, Szemere Utca 22, Budapest elérhetőségei, térképes helyadatai és útbaigazítási információi, kapcsolatfelvételi űrlapja, nyitvatartási ideje, szolgáltatásai, értékelései, fényképei, videói és közleményei.

20/12/2024
شاگرد قصاب The butcher boyپاتریک مک کیببرگردان پیمان خاکسارنشر چشمهنمیدونم احتمالا به آب و هوای ایرلند مربوط میشه که‌ ای...
28/05/2024

شاگرد قصاب
The butcher boy
پاتریک مک کیب
برگردان پیمان خاکسار
نشر چشمه

نمیدونم احتمالا به آب و هوای ایرلند مربوط میشه که‌ اینهمه نویسنده درخشان به ادبیات جهان تحویل میده.
اینهمه اختلاف سطح
این مقدار نبوغ
و این میزان جنون سکرآور نمیتونه تصادفی باشه.
“شاگرد قصاب” شرح کابوسهای هولناک و سهمگینیه که به موازات زندگی سراسر سیاهی “فرانسی” جهان مه‌آلود خشونت‌باری رو شکل میده که‌ خوندنش تجربه غیر قابل تکراری رو فراهم میکنه که بعیده بشه هرگز فراموشش کرد.
به زودی در حد بضاعت هم از پاتریک مک کیب و داستان بسیار تکان دهنده‌اش، و هم ترجمه پیمان خاکسار و انتخاب‌هاش خواهم گفت.
پیمان خاکسار به مترجمی تبدیل شده که‌ میشه از روی اسمش کتاب انتخاب کرد.

خودم فکر میکنم این بهتری چیزیه که از ترومن کاپوتی خوندم.نمونه درخشانی از روزنامه‌نگاری تحقیقی که البته به شدت با تخیل نو...
11/03/2024

خودم فکر میکنم این بهتری چیزیه که از ترومن کاپوتی خوندم.
نمونه درخشانی از روزنامه‌نگاری تحقیقی که البته به شدت با تخیل نویسنده درآمیخته.
اینکه دست نویسنده برای بازآفرینی داستانی که به جنایتی با این ابعاد می‌پردازه چقدر بازه موضوعیه که میشه در موردش حرف زد.
اینکه اساسا باز آفرینی به معنای خلق دوباره یک داستان واقعی با آجرهای تخیل نویسنده‌ای در قامت ترومن کاپوتی چقدر درسته هم همینطور.
اما نمیشه منکر شد که “در کمال خونسردی” شاهکاره.
شاهکار خونباری که به ماجرای سلاخی شدن خانواده کلاتر در کانزاس در دهه ۵۰ میلادی میپردازه.
پرونده‌ای در در زمان خودش خیلی جامعه آمریکا رو تحت تاثیر قرارداد.

“جنگل” ترجمه محدثه احمدی از رمان جنائی “the boy from the woods” از نشر آموت حکایت پر کشش و جذاب هارلن کوربن و جهان سرشار...
26/02/2024

“جنگل” ترجمه محدثه احمدی از رمان جنائی “the boy from the woods” از نشر آموت حکایت پر کشش و جذاب هارلن کوربن و جهان سرشار از تعلیق اوست.
از هارلن کوربن سریال “fool me once” از نت فلیکس به تازگی منتشر شده.
اگر این سریال نظرتان را جلب کرده از خواندن “جنگل” حتی بیشتر لذت خواهید برد.

کارلوس فوئنتس آیتیست.شگفت حکایتیست از روح جمعی لاتین و”گرینکوی پیر “ نشر ماهی یعنی غوطه خوردن در پهنه به شدت رمزآلود خیا...
20/02/2024

کارلوس فوئنتس آیتیست.
شگفت حکایتیست از روح جمعی لاتین و”گرینکوی پیر “ نشر ماهی یعنی غوطه خوردن در پهنه به شدت رمزآلود خیال پیرمرد مکزیکی با زبان شاعرانه عبدالله کوثری.
ترجمه کوثری از آن کتابها نیست که توی اتوبوس یا مترو یا در کافه‌ای کنار فنجان قهوه بشود خواند و لذت برد.
با شاعرانگی کوثری باید در سکوت مطلق کتابخانه در افتاد بلکه بشود جادوی جملات استاد را به درون ریه‌ها کشید و مست میان خیابان‌ها تلو تلو خورد.
“گرینگوی پیر” کتاب ذهن ورزیده‌ایست که همزمان زبان مترجم که تنه به شعر میزند و جهان در خیال تنیده نویسنده را رمزگشایی می‌کند.
“گرینگوی پیر” شرح انقلاب مکزیک و سفر دیوانه‌وار مردیست که از مرز عبور می‌کند تا بمیرد.
گرینگوی پیر یعنی هم از داستان لذت ببر هم از ترجمه.

باریکه نور سوزانی هوای دم‌کرده از بوی تن‌های در هم پیچیده و ملافه‌های در هم آمیخته را می‌روبد و از روی پوست گندمگون پیکر...
14/02/2024

باریکه نور سوزانی هوای دم‌کرده از بوی تن‌های در هم پیچیده و ملافه‌های در هم آمیخته را می‌روبد و از روی پوست گندمگون پیکری که نمشناسم عبور میکند و قاطعانه در پلکهای من فرو‌ می‌رود.
دستهایم را نمیشناسم.
گوشه‌ای روی تخت چمباتمه زده‌ام‌‌ در آینه‌ کبره‌بسته گوشه اطاق به پرهیب ناموزون و از ریخت افتاده کسی نگاه میکنم که به شهادت حواس انسانی میبایستی من باشم.
این آناتومی زوال و گاهِ فروریختن واقعا منم؟
اگر این کاریکاتور خرابه‌های معبد دلفی واقعا من هستم چرا یادم‌ نمی‌آید اینجا کجاست و کی از این مخروبه سر در آورده‌ام؟ با نفسی عمیق بوی ماهی تازه،چوب سوخته، سیگار دست پیچ ارزان قیمت، نان برشته، قهوه و عطر تیز مخصوص روسپی‌های مسن بارانذاز محل احتمالی این ضیافت نا‌خواسته را به شش‌هایم فرو‌ میدهم.
زنی که‌کنار من خوابیده کیست؟ اینجا خانه اوست؟

“گورستان پراگ” شرح دیوانه‌وار چنین جنون خوش‌آیندیست به قلم رشک‌برانگیز “اومبرتو اکو”.
داستانی پر از تعلیق، سراسر معما با چاشنی مقادیر لذت بخشی تاریخ اواخر قرن نوزدهم و غذا.
غذا که کارکردی زیبایی‌شناسانه دارد.
غذا که ترکیبیست از عشق و غریزه و شوخ طبعی ایتالیایی.
“اکو” انگار داستانش را در دستور غذای تورینی پیچیده‌ باشد، با چیره‌دستی یک آشپز باسکی تکه‌های پراکنده رمان طولانی جذابش را به خواننده‌اش پیشکش می‌کند.
“گورستان پراگ” یعنی کتاب را میخوانی، ‌و از فردایش شروع میکنی خطاب به آن پیکر توی آینه نامه نوشتن.

اگر سنگفرش‌ها می‌توانستند سخن بگویند، خیابان‌های بوئنس آیرس پیش از آنکه زبان باز کنند، باید سال‌ها خون بالا می‌آوردند.‎ا...
08/02/2024

اگر سنگفرش‌ها می‌توانستند سخن بگویند، خیابان‌های بوئنس آیرس پیش از آنکه زبان باز کنند، باید سال‌ها خون بالا می‌آوردند.
‎از دشت‌های لاپامپا تا ماردل‌پلاتا رد محوی از خون و جسدهای متلاشی شده و خاطره جان‌های جوان مانده، پیچیده در مهتاب و صدای طوطی‌های ماکائو.

‎امروز که تب فوتبال و دوگانه حکومت-مردم دوباره نقل محافل است، خواندن آنچه بر آرژانتین تحت سلطه خورخه رافائل ویدلا، و خونتای جنایتکار نظامی او، در سال‌های انتهایی دهه هفتاد گذشت ،از همیشه، واجب‌تر است..

‎اینکه در زندان‌هایی، که در فاصله چند صد متری ورزشگاه مانومنتال قرارداشتند چه بر سر جان‌های در حال شکنجه‌ای می‌آمد که روزها یا ماه‌های قبل با یک فورد فالکن سبز از مقابل خانه یا محل کار ربوده شده‌بودند و قرار نبود هرگز بازگردند، فقط مرثیه آرژانتین نیست.

‎اینکه بازجوها لابه‌لای خورد کردن جمجمه و شوک دادن به قسمت‌های حساس بدن و تجاوز و تجاوز، و بارها و بارها تجاوز، و روزها و ماه ها تجاوز، مسابقات آرژانتین را به چه ولعی دنبال می‌کردند و برای غرور قلبمه شده‌شان یقه جر میدادند، فقط سوگواره آرژانتین نیست.

‎و تجاوز..
که مثل زخمی ابدی غرور یک ملت را در انزوا می‌خورد و می‌تراشد.
و تجاوز…
که زبان مشترک همه دیکتاتورهای عالم است، از راست محافظه‌کار تا چپ شیعه مارکسیست.
و تجاوز…
که تکه‌تکه کردن ابدی روح انسان ترسیده چمباتمه زده در کنج زندان است، با بوی گند نفس‌های یک جانی.

‎این را که فوتبال اولویت چندم “امروز” چقدر از مردم است نمیدانم، و اینکه این پدیده چقدر می‌تواند از بطن زندگی جدا باشد را هم؛ اما یک چیزهایی هست که می‌دانم و نمی‌توانم دکمه‌ای را بزنم که غول رفته باشد و آنکه در آینه مانده من باشم.
‎مثلا می‌دانم که “خون” اقیانوس آتش است. که نمی شود رویش پل زد یا با قایق از آن عبور کرد.
“خون قابل مذاکره نیست، نه می‌شود بخشید، و نه می‌شود فراموش کرد. هر نوع بزک فلسفی پیرامون “خون” پرت و پلاست و وقیحانه.
‎“سوگ‌نامه بوئنوس آیرس” لارس تورنتون به شرح سال‌های آشنای آرژانتین برای ما اسیران خاورمیانه می‌پردازد

دستم را روی شانه‌ات می‌گذارم و تو را از میان خواب ایستاده‌ای که در گرمای ظهر اونیدا د تیبیدابو در آن فرورفته‌ای بیرون می...
06/02/2024

دستم را روی شانه‌ات می‌گذارم و تو را از میان خواب ایستاده‌ای که در گرمای ظهر اونیدا د تیبیدابو در آن فرورفته‌ای بیرون میکشم.
به سمت من می‌چرخی و لبخند محوی به سویم پرتاب می‌کنی.
ریه‌هایم را از بوی موهایت که با نمک مه‌آلود دریا به معجون سکرآوری تبدیل شده پر میکنم و سرانگشتانت را که بوی تیز توتون می‌دهند با بوسه کوتاهی به داخل دستانم هل می‌دهم.
دستت را آنچنان محکم در دستانم حبس می‌کنم که گویی با رها کردنش از روی ابرها به زمین پرتاب می‌شوم، که انگار زندگیم به آن ریسمان شده. دزدکی نگاهت را می‌پایم که می‌دانم زیر لبخند زورکی چشمانت خانه انتهای خیابان را نقاشی می‌کند.
کاری از دستم بر نمی‌آید، نه در آن تصویر راهی جایی دارم و نه راهی که به آن رخنه کنم.
در هم حلقه شده‌ایم و در خیابان‌های بارسلون پرسه می‌زنیم.
در پیچ یکی از این خیابان‌ها شاید در قدیمی خانه‌ای باز شود و ما به هزارتوی مه آلود “گورستان کتاب‌های فراموش شده” بخزیم و از میان بوی بلوط سوخته و کاغذ کاهی نم‌کشیده کتاب فراموش شده خودمان را پیدا کنیم.

“سایه باد” به یقین آغاز آشتی دوباره با ادبیات گوتیک است برای علاقه‌مندان رمان‌های کلاسیک. مجموعه درخشانی از “کتاب در کتاب” که از داستانی به داستان دیگر روایت را پیش می‌برد.
اثر درخشان کارلوس روئیز سافون دفتر اول از مجموعه چهار جلدی “گورستان کتاب‌های فراموش شده” است که از نشر نیماژ منتشر شده.

روایت در دل روایت شیوه غریبی نیست.بسیارند نمونه‌های درخشان نقب زدن از داستانی به دل داستان دیگر و هم‌هموایی با روایتی بی...
01/02/2024

روایت در دل روایت شیوه غریبی نیست.
بسیارند نمونه‌های درخشان نقب زدن از داستانی به دل داستان دیگر و هم‌هموایی با روایتی بیرون از دل رمان.
گاه به شیوه کامو و نمونه‌های بینظیرش در “عادل‌ها” و “بیگانه” که خود داستانِ در دل داستان انقدر قد می‌کشد که سایه بلندش قصه اصلی را از چشم آفتاب میدزدد، و گاه به روش “کارلوس روئیز سافون” در رمان “سایه باد” اولین کتاب از چهارگانه‌”گورستان کتاب‌های فراموش شده” هزارتویی از کتاب در کتاب در کتاب آنچنان خواننده را در خود می‌بلعد که سخت میشود به یاد آورد اینجا و اکنون در میان خطوط کدام داستان در پیچ‌و‌تابیم.

داستان در داستان کرم‌چاله جذابی‌ست که با شیب تند جهان‌های موازی را به هم متصل و هم‌هوا میکند.
یک نمونه جذاب از چنین سفر بین‌جهانی در “سور بز” اتفاق می‌افتد، زمانی که بختک “خواهران میرابال” تا آخرین ثانیه‌ها که خون در گلوی سوراخ سوراخ شده ژنرالیسیمو تروخیو صدای پائین رفتن آب در سینک ظرفشویی میدهد، و دیکتاتور پیر نفس آخر را در آن شب گرم اتوبان سیوداد تروخیو به سن‌ کریستوبال از سینه بیرون میدهد رهایش نمی‌کند.
اگرچه مرشد پیر پروئی ما در “سور بز” به تمامی به داستان “پروانه‌ها” یا خواهران میرابال نمی‌پردازد اما سایه بلند آن سه زن و تراژدی خون‌بارشان انقدر بر سر داستان سنگینی میکند که آدم برود “خولیا آلوارز” را پیدا ‌و کتاب “در زمانه پروانه‌ها”یش را زیر و رو کند.
داستانی پر آب چشم از سه خواهر دومنیکنی که نمی‌شود عاشقشان نشد.
“در زمانه پروانه‌ها” نمایش مستندی از دل یادداشتها و مصاحبه‌هاست با روح یاغی و عصیانگر دهه ۶۰ و ۷۰ که انقلاب و زیر رو کردن جهان گفتمان غالب جریان روشنفکری جهانش بود و در این میانه از همه عاصی‌تر نمونه زنانه ویرانگر کارائیبی‌اش.

“ساعت شنیِ وجود پیوسته در حال سر و ته شدن است و تو هم همراهش ای ذره غبار”نیچه“جز از کل” اگرچه اثری بسیار بحث‌انگیز و  وی...
30/01/2024

“ساعت شنیِ وجود پیوسته در حال سر و ته شدن است و تو هم همراهش ای ذره غبار”
نیچه
“جز از کل” اگرچه اثری بسیار بحث‌انگیز و ویژه بود اما اگر بخواهم با خودم صادق باشم میتوانست بدون یک فصل طولانی و بسیار فاصله‌دار با اثر، بافتار جذاب‌تری داشته باشد.
اینکه شخصیتی با آن هیبت هراسناک و این میزان از پیچیدگی را بی دلیل ببری در یک جزیره پرت در تایلند و مدام به دنبالش فاحشه‌خانه‌ها را گز کنی به کلیت داستان نمی‌آمد،به ماهيت شخصيت هم.
اما با این همه سیلی محکمی که نویسنده با زير و رو كردن مفهوم روزمره‌گی و انگاره “خود” در ریختار کلیشه بزرگی به نام زندگی به صورتم زد،انقدر تکانم داده بود تا “استیو تولتز” استرالیایی را بگذارم در ردیف “حتما باید هر آنچه مینویسد را بخوانی”های لیستم.
“ریگ روان” اما انگار اثر نجواهای من در بیکرانه هستی در گوش نویسنده بود تا رمانی تحولیم دهد با حذف اضافه‌گویی‌های کتاب اول و بی‌اندازه درخشان و محکم.
قسمت دوم سه‌گانه استیو تولتز خطابه بلند یک ذهن در ستیز با برساخته “جامعه ستیزی مدرن” است.
در ستیز نه که انکار آن انگاره که معلوم نیست خودش را چگونه تعریف میکند و چه چیزی را با خودش در ستیز میداند.
قل دوم غیر همسان داستان درخشان “جان کندی تول” و فیلسوف لیبرتارین نامتعارف عاشق هات داگش “ایگنیشس” در رمان “اتحادیه ابلهان”.
هنوز نشعه کیفور کننده “ریگ روان “ در جانم جاری بود که استیو تولتز قسمت سوم سه‌گانه را زیر تیغ جهان کرونا زده به پایان رساند.
“هرچه باداباد”
اثری به اندازه کتاب اول دیوانه‌وار، همانند کتاب دوم”پر سوال” و بیش از این هر دو جسورانه در فرم.
سه گانه‌ای با این سه رویکرد”در ستایش مرگ، در ستایش زندگی و در ستایش پس از مرگ”.
“هرچه باداباد” بر شانه تئوری رجعت ابدی نیچه و با وام گرفتن از جمله درخشان او در چنین گفت زرتشت جهانی به طرز احمقانه‌ای تلخ را با طنز بی مانند استيو تولتز به تصویر میکشد.
چه می‌شود اگر روزی یا شبی یک دیو شما را در تنهاترین تنهایی شما بدزدد و به شما بگوید: «این زندگی را که اکنون در آن زندگی می‌کنید و زندگی کرده‌اید، باید یک بار دیگر و چندین بار دیگر زندگی کنید.»
در وآن چیز جدیدی نخواهد بود، اما هر درد و هر شادی و هر فکر و آه و هر چیزی که به طور غیرقابل توصیفی کوچک یا بزرگ در زندگی شما وجود دارد باید به همان ترتیب و توالی به شما بازگردد. . . ] آیا خودت را پایین نمی‌اندازی و دندان قروچه نمی‌کنی و به دیویی که اینطور صحبت می‌کند نفرین نمی‌کنی؟ یا آیا یک بار لحظه ای فوق العاده را تجربه کرده‌اید که به او پاسخ می‌دهید؟
“نیچه”

Cím

Szemere Utca 22
Budapest
1055

Weboldal

Értesítések

Ha szeretnél elsőként tudomást szerezni Nagahan ketab/ناگهان کتاب új bejegyzéseiről és akcióiról, kérjük, engedélyezd, hogy e-mailen keresztül értesítsünk. E-mail címed máshol nem kerül felhasználásra, valamint bármikor leiratkozhatsz levelezési listánkról.

Parancsikonok

Megosztás

Kategória