کتاب هـیـــچ

کتاب هـیـــچ پشت این پنجره جز هــیـــچ بزرگ،هــیــچی نیست.

پشت این پنجره جز هــیـــچ بزرگ،هــیــچی نیست.
قصه اینجاست که باید بود،باید خواند
پشت این پنجره ها باز هم باید ماند،
ونباید که گریست
باید زیست.

حسین پناهی

لمسِ تن توشهوت است و گناهحتی اگر خدا عقدمان را ببنددداغیِ لبت، جهنم من استحتی اگر فرشتگان سرود نیکبختی بخوانندهم آغوشی ب...
30/08/2013

لمسِ تن تو
شهوت است و گناه
حتی اگر خدا عقدمان را ببندد
داغیِ لبت، جهنم من است
حتی اگر فرشتگان سرود نیکبختی بخوانند
هم آغوشی با تو ، هم خوابگیِ چرک آلودی ست
حتی اگر خانه ی خدا خوابگاهمان باشد …
فرزندمان، حرام نطفه ترین کودک زمین است
حتی اگر تو مریم باشی و من روح القدس
خاتون من
حتی اگر هزار سال عاشق تو باشم،
یک بوسه یک نگاه حتی ـ حرامم باد
اگر تو عاشق من نباشی …

احمد شاملو


*** کتاب هـیـــچ ***

انسان ممکن است با یک نفر بیست سال زندگی کند و آن شخص برایش یک غریبه باشد، می تواند با یک نفر بیست دقیقه وقت بگذراند و تا...
29/08/2013

انسان ممکن است با یک نفر بیست سال زندگی کند و آن شخص برایش یک غریبه باشد، می تواند با یک نفر بیست دقیقه وقت بگذراند و تا آخر عمر فراموشش نکند.

اوریانا فالاچی


*** کتاب هـیـــچ ***

فاصله ات را بامن رعایت کن!من بی جنبه تر از آنمکه در برابر وفور عطر تو مقاومت کنمو تو را تا آخرین جرعه سر نکشمنزار قبانی*...
10/03/2013

فاصله ات را بامن رعایت کن!
من بی جنبه تر از آنم
که در برابر وفور عطر تو مقاومت کنم
و تو را تا آخرین جرعه سر نکشم

نزار قبانی


*** کتاب هـیـــچ ***

بيابان را، سراسر، مه گرفته‌ست.چراغِ قريه پنهان استموجی گرم در خونِ بيابان است بيابان، خسته  	لب‌بسته  	  	نفس‌بشکسته  	 ...
09/03/2013

بيابان را، سراسر، مه گرفته‌ست.
چراغِ قريه پنهان است
موجی گرم در خونِ بيابان است

بيابان، خسته
لب‌بسته
نفس‌بشکسته
در هذيانِ گرمِ مه، عرق‌می‌ريزدش آهسته
از هر بند.


«ــ بيابان را سراسر مه گرفته‌ست. [می‌گويد به خود، عابر]
سگانِ قريه خاموش‌اند.
در شولایِ مه پنهان، به خانه می‌رسم. گُل‌کو نمی‌داند. مرا ناگاه در درگاه می‌بيند. به چشم‌اش قطره‌اشکی بر لب‌اش لب‌خند، خواهد گفت:
«ــ بيابان را سراسر مه گرفته‌ست... با خود فکرمی‌کردم که مه گر هم‌چنان تا صبح می‌پاييد مردانِ جسور از خفيه‌گاهِ خود به ديدارِ عزيزان بازمی‌گشتند.»


بيابان را
سراسر
مه گرفته‌ست.

چراغِ قريه پنهان است، موجی گرم در خونِ بيابان است.

بيابان، خسته لب‌بسته نفس‌بشکسته در هذيانِ گرمِ مه
عرق‌می‌ريزدش آهسته از هر بند...


احمد شاملو - هوای تازه - مِه - ۱۳۳۲



*** کتاب هـیـــچ ***

دمکراسی این نیستکه مرد نظرش را درباره‌ی سیاستبگوید،و کسی هم به او اعتراض نکنددمکراسی این است کهزن نظرش را درباره‌ی عشق ب...
08/03/2013

دمکراسی این نیست
که مرد نظرش را درباره‌ی سیاست
بگوید،
و کسی هم به او اعتراض نکند


دمکراسی این است که
زن نظرش را درباره‌ی عشق بگوید
و کسی هم او را نکشد!


سعادالصباح
ترجمه: وحید امیری

*** هشتم مارس، روز جهانی زن گرامی باد. ***


*** کتاب هـیـــچ ***

بخواب پسرم، شام ِ ما، امشب هم روی میز ِ دیگران است. سعید شجاعی*** کتاب هـیـــچ ***
08/03/2013

بخواب پسرم،
شام ِ ما، امشب هم
روی میز ِ دیگران است.

سعید شجاعی


*** کتاب هـیـــچ ***

ما خانه نداریمماشین نداریمما کنجِ دنجِ هیچ جایی را نداریماماتمام جزیره های کوچک این شهر رابرای یک بوسه کشف کرده ایم.منیر...
07/03/2013

ما خانه نداریم
ماشین نداریم
ما کنجِ دنجِ هیچ جایی را نداریم
اما
تمام جزیره های کوچک این شهر را
برای یک بوسه کشف کرده ایم.

منیره حسینی


*** کتاب هـیـــچ ***

دیوونه کیه؟عاقل کیه؟جونور کامل کیه؟واسطه نیار، به عزتت خمارمحوصله‌ی هیچ کسی رو ندارمکفر نمی‌گم، سوال دارمیک تریلی محال د...
06/03/2013

دیوونه کیه؟
عاقل کیه؟
جونور کامل کیه؟

واسطه نیار، به عزتت خمارم
حوصله‌ی هیچ کسی رو ندارم
کفر نمی‌گم، سوال دارم
یک تریلی محال دارم
تازه داره حالیم می‌شه چی‌کاره‌ام
می‌چرخم و می‌چرخونم ٬ سیاره‌ام
تازه دیدم حرف حسابت منم
طلای نابت منم
تازه دیدم که دل دارم، بستمش
راه دیدم نرفته بود، رفتمش
جوونه‌ی نشکفته رو٬ رستمش
ویروس که بود حالیش نبود هستمش

جواب زنده بودنم مرگ نبود؛ جون شما بود؟
مردن من مردن یک برگ نبود؛ تو رو به خدا بود؟

اون همه افسانه و افسون ولش؟
این دل پر خون ولش؟
دلهره‌ی گم کردن گدار مارون ولش؟
تماشای پرنده‌ها بالای کارون ولش؟
خیابونا، سوت زدنا، شپ شپ بارون ولش؟

دیوونه کیه؟
عاقل کیه؟
جونور کامل کیه؟
گفتی بیا زندگی خیلی زیباست؛ دویدم
چشم فرستادی برام تا ببینم؛ که دیدم

پرسیدم این آتش بازی تو آسمون معناش چیه؟
کنار این جوب روون معناش چیه؟
این همه راز، این همه رمز
این همه سر و اسرار معماست؟
آوردی حیرونم کنی که چی بشه؟ نه والله!
مات و پریشونم کنی که چی بشه؟ نه بالله!
پریشونت نبودم؟
من،
حیرونت نبودم؟

تازه داشتم می‌فهمیدم که فهم من چقدر کمه
اتم تو دنیای خودش حریف صد تا رستمه
گفتی ببند چشماتو وقت رفتنه
انجیر می‌خواد دنیا بیاد، آهن و فسفرش کمه

چشمای من آهن انجیر شدن
حلقه‌ای از حلقه‌ی زنجیر شدن
عمو زنجیر باف زنجیرتو بنازم
چشم من و انجیرتو بنازم

دیوونه کیه؟
عاقل کیه؟
جونور کامل کیه؟

حسین پناهی


*** کتاب هـیـــچ ***

چقدر لذت بخش است که آدم مجبور نباشد به سؤالات دیگران جواب بدهد!رولان توپور - مستأجر*** کتاب هـیـــچ ***
06/03/2013

چقدر لذت بخش است که آدم مجبور نباشد به سؤالات دیگران جواب بدهد!

رولان توپور - مستأجر


*** کتاب هـیـــچ ***

اکثر مردم ترجیح می دهندفرشتگانی سقوط کرده باشند تا شامپانزگانی تکامل یافته به همین سبب به مذهب بیشتر از علم علاقه مندند....
05/03/2013

اکثر مردم ترجیح می دهندفرشتگانی سقوط کرده باشند تا شامپانزگانی تکامل یافته به همین سبب به مذهب بیشتر از علم علاقه مندند.

برتراند راسل


*** کتاب هـیـــچ ***

Address

Isfahan

Website

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when کتاب هـیـــچ posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Shortcuts

Share

Category